بررسي طراحي انيميشن در ايران و صداگذاري در انيميشن و مروري بر نحوه ي ايجاد انيميشن با ايميج ردي

بررسي طراحي انيميشن در ايران و صداگذاري در انيميشن و مروري بر نحوه ي ايجاد انيميشن با ايميج ردي

مشخصات فایل مورد نظر در مورد بررسي طراحي انيميشن در ايران و صداگذاري در انيميشن و مروري بر نحوه ي ايجاد انيميشن با ايميج ردي آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.



صدا گذاري در انيميشن



در سلسه مطلبي که در اين باره ميخوانيد در جاهايي اشاره شده مي شود که فيلمبرداري بر اساس ريتم موسيقي انجام ميشود. براي داشتن تصور دقيقتر از اين جمله، بايد بدانيم که فيلمبرداري انيميشن به صورت تک فريم انجام ميشود و حتا در دستگاههاي مدرن کامپيوتري نيز، هر تصوير يک فريم تعريف ميشود که در نرم افزارهاي مختلف پشت سر هم چيده ميشود و نمايش پشت سرهم اين تصاوير توهم حرکت را براي بيننده ايجاد ميکند.





هرچقدر تعداد تصاويري که يک حرکت را ميسازند بيشتر باشد، حرکت آرامتر و روانتر خواهد بود و بالعکس، هر چقدر تصاوير کمتر باشند سرعت حرکت بيشتر ميشود. به اين معنا که اگر براي نشان دادن راه رفتن يک شخصيت، از يک سيکل 6 تصويري استفاده کنيم، سرعت قدم برداشتن او بسيار کندتر از حالتي خواهد بود که تنها از 4 تصوير استفاده شود.





به اين ترتيب انيماتور ميتواند با دانستن زمان و ريتم موسيقي، سرعت حرکت عناصر تصويري را تنظيم کند. به ياد داشته باشيد که هر فريم واحدي از زمان و برابر 24/1 ثانيه است و اين کار با محاسبه دقيق اما ساده رياضي قابل اجرا خواهد بود.





رابطه صوت و تصوير



بين صوت و تصوير متحرک ارتباط خاصي برقرار است که در فيلمهاي انيميشن، اين رابطه بيش از پيش استثنايي ميشود. به نظر ميرسد که عناصر بصري انيميشن و نوار صوتي آن، نسبت به انواع ديگر فيلمها، از شراکتي صميمانه تر و بسيار خلاقانه برخوردارند. شايد دليل بروز چنين رابطه اي را بتوان به عوامل زير نسبت داد:





• انطباق عالي صوت و تصوير



شيوه ساخت انيميشن و فن آوري خاص آن، درجه بالاتري از انطباق يا سينکرونايز (Synchronize) صوت و تصوير را ميطلبد.دست طراح انيميشن در هردو محدوده صوت و تصوير از است و کنترل تمام و کمال کار در دست او است. به اين ترتيب يک تصوير يا يک صدا ميتواند با دقتي تا حد يک دهم ثانيه در جاي خود قرار گيرد.





• وابستگي قوي بين انيميشن و موسيقي



انيميشن و موسيقي داراي زيربناي رياضي مقدماتي هستند و با سرعتي معين پيش ميروند. ريتم يا ضرباهنگ قطعه موسيقي اندازه گيري ميشود و اين ضربه ها در جدول مخصوصي با زمان تعريف شده قرار ميگيرد و در واقع واحدهاي موسيقي به واحدهاي زمان تبديل ميشوند.





به گفته ميشل دوورتي (Michel Dougherty) در کتاب انيميشن The Animation Book :





طرح هاي بصري و موسيقايي از عناصر مشترکي برخوردارند. انسان هم موجودي است که همواره به دنبال الگوها و نقوش دروني هرچيز بوده و اين طبيعت ذاتي ما است که به اجراي يک طرح موسيقايي که از کنار هم قرار دادن نتها، فاصله ها، سازبندي، زمينه و ريتم تشکيل شده، گوش فرا دهيم. ما به طور خودکار ادامه يک ملودي را پيش بيني ميکنيم و منتظر نتيجه آن ميمانيم.





اگر اين ترکيب بندي موافق با آنچه انتظار داشتيم پيش برود، حس خوشايند به نتيجه رسيدن و رها کردن در ما ايجاد ميشود. اگر پيش بيني ما نادرست از کار دربيايد، احساس ناراحتي خواهيم کرد و توجه ما بيشتر به موضوع جلب ميشود و به اين ترتيب ممکن است يک الگوي مشابه با آنچه در ذهن داشتيم را به شکلي پيش بيني نشده و تازه پيدا کنيم و بسيار لذت ببريم.