بررسي سازمانهاي کامپيوتري و فرآيند مديريت سازمان و نظريه هاي مربوطه

بررسي سازمانهاي کامپيوتري و فرآيند مديريت سازمان و نظريه هاي مربوطه

مشخصات فایل مورد نظر در مورد بررسي سازمانهاي کامپيوتري و فرآيند مديريت سازمان و نظريه هاي مربوطه آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.



شاخص هاي راهبري اطلاعات در سازمان



هريک از سه قرن گذشته عرصه ظهور يک انقلاب تکنولوژيک بوده است. قرن هيجدهم عرصه بروز ماشينهاي مکانيکي ، قرن نوزدهم زمان اختراع ماشين بخارو قرن بيستم قرن تکنولوژي جمع آوري، پردازش و توزيع اطلاعات مي باشد. در اين قرن شاهد ايجاد شبکه هاي بين المللي تلفن، اختراع راديو و تلويزيون تولد و رشد فوق العاده صنايع کامپيوتري و پرتاب و به کارگيري ماهواره ها به منظور برقراري ارتباطات جهاني بوده ايم. از زمان ظهور اولين کامپيوتر هاي IBM چيزي قريب به بيست سال مي گذرد و دراين مدت بسيار کوتاه دنياي کامپيوتر شاهد پيشرفتها ونوآوري هاي بسيار زياد و حتي شگفت انگيزي بوده است.



امروزه کامپيوتر از يک وسيله لوکس و تخصصي به يک ابزار عمومي تبديل شده و با نفوذ به تمام سطوح زندگي جوامع انساني عامل ايجاد پيوند هاي جهاني بين آنها شده است. کامپيوترو کليه ابزارهايي که به صورت مستقيم و غير مستقيم فرآيندهاي ارتباطي را شکل مي دهند هر روز دچار تحولات جديد تر مي شوند و ما شاهد هستيم که در عرصه رقابت بين شرکت هاي نرم افزاري و سخت افزاري ضمن گسترش کمي در ابزارهاي ارتباطي سطح کيفي اين ابزارها نيز دچار تحول و رشدي باور نکردني شده اند. ملموس ترين نمونه را مي توان از کمپانيMicrosoft با مديريت ابر قدرت رايانه جهان بيل گيتس مثال زد که تنها در فاصله اي قريب به 10 سال با طراحي چندين سيستم عامل و نرم افزارهاي جانبي آن سيطره اي غير قابل باور بر بازار پيدا کرد و حوزه فعاليت رقيب بزرگي چون مکينتاش و لينوکس را بسيار محدود کرد. در اين بين از روند رشد و توسعه اطلاعات در عصر حاضر نبايد غافل ماند. رشد و گسترش علوم مختلف زمينه ساز پيشرفت هاي امروز بشر در فرايند ارتباطات بوده است. به بيان ديگر اطلاعات و تکنولوژي هاي ارتباطي ضمن رشد دروني با توجه به ظرفيتها و قابليتهاي موجود در هر يک از اين عناصر پديدهICT با ايجاد اثر متقابل موجبات رشد و ارتقا يکديگر را نيز فراهم مي اورند و هر يک به رشد ديگري کمک مي کند. نقش عنصر اطلاعات در پديدهICT با استفاده از سيستم هاي اطلاعاتي قابل تفسير و تبيين و بهره برداري مي باشد. انتقال اين اطلاعات در قالب ابزار هاي ارتباطي زمينه کاربردي شدن انها را فراهم مي کند و در نتيجه کارکردهاي سيستم هاي اطلاعاتي را اشکار مي سازد. با بيان اين موضوع مي توان نتيجه گرفت که ايجاد سيستم هاي اطلاعاتي دقيق و ارتباطات سريع از ضروريات ساختاري براي ايجاد نظام هاي اطلاعاتي اشتراکي است. تا با اين روند سرعت و دقت استفاده از اطلاعات افزايش يابد و مهتر از همه هزينه هاي توليد و تکثير نيز کاهش پيدا کند. سازمان هاي پيشرو و پويا با ساختار مديريتي آينده نگر امروزه نا گزير از استفاده گسترده و منطبق و يگپارچه از سيستم هاي اطلاعاتي و ابزارهاي ارتباطي مي باشند. دراين مجال سعي مي شود ضمن بررسي سيستم هاي اطلاعاتي قابل پياده سازي و انطباق در سازمان، ظرفيتها و قابليتهاي انها معرفي و نحوه تطبيق روند مديريت اطلاعات با مهندسي اطلاعات بيان شود.



پيش از هر چيز به جاست که تعاريفي از واژه هاي مديريت اطلاعات، مهندسي اطلاعات، سيستم و سازمان ارائه شود.



سيستم به مجموعه منظمي از عناصر به هم وابسته اطلاق مي شود که براي رسيدن به اهدافي مشترک با هم در تعاملند.



سازمان سيستمي است که از سازماندهي و ترکيب منابع مختلفي از قبيل نيروي انساني، مواد، ماشين آلات، تجهيزات و... به صورت يک موسسه پايدار و مثر اعم از تجاري و غير تجاري به وجود مي آيد.



اطلاعات به مجموعه داده هاي علمي قابل پردازش و تحليل علمي اطلاق مي شود.



مديريت: فن تلفيق عوامل گوناگون موثر در روند اجرا، برنامه ريزي و نظارت سازمان گفته مي شود.



مديريت اطلاعات به کليه مراحل و جريانات راهبر و هدايت کننده و ناظر بر توزيع مناسب و به هنگام اطلاعات گفته مي شود.



مهندسي اطلاعات به روند مديريت کليه ابزارها و روش هاي پردازش و انتقال اطلاعات که بر مبناي ابزارهاي نرم افزاري و سخت افزاري تعيين مي شوند اتلاق مي شود. مهندسي اطلاعات با استفاده از قابليتها و ظرفيتهاي ابزار ارتباطي بهترين روش هاي مديريت اطلاعات را ازنظر کمي و کيفي تعيين مي کند. با مهندسي اطلاعات مراحل پردازش و انتقال اطلاعات با استاندارد هاي موجود در روند مديريت اطلاعات و نيازمندي هاي سازماني منطبق مي شود.



شايد در ظاهر امر دو واژه مديريت اطلاعات و مهندسي اطلاعات بسيار مشابه جلوه کنند. گو اينکه اين دو فرآيند اطلاعاتي همپوشاني بساري هم دارند اما از نظر سيستماتيک تفاوتهاي آشکاري دارند و همانطور که پيش تر ذکر شد اين دو فرايند بسيار بر هم موثر و از هم متاثر مي باشند. در واقع نقش مديريت اطلاعات در يک سازمان پيشرو نياز سنجي هر يک از اجزا سازمان و ايجاد زمينه ها و برنامه ريزي هاي لازم در جهت انتقال داده و نظارت بر سطح دسترسي آنها مي باشد در اين بين مهندسي اطلاعات با توجه به نقش مهمي که دارد با شناخت و مطالعه بر روي بسترهاي اطلاعاتي و ساختار هاي سازماني با تعيين و راه اندازي بهترين امکانات و ابزارهاي ارتباطي مي تواند اطلاعات را به طرق مختلف و با رعايت حداکثر امنيت به کاربران عمومي و اختصاصي مد نظر مدير سازمان برساند.