بررسی ماهیت علوم اجتماعی و جامعه شناسی و نظم دهی و بررسی ارتباط مكتب ايده ئاليسم با سازمانهاي

بررسی ماهیت علوم اجتماعی و جامعه شناسی و نظم دهی و بررسی ارتباط مكتب ايده ئاليسم با سازمانهاي آموزشي

مشخصات فایل مورد نظر در مورد بررسی ماهیت علوم اجتماعی و جامعه شناسی و نظم دهی و بررسی ارتباط مكتب ايده ئاليسم با سازمانهاي آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

مطالب کتاب هرچند معطوف به نظريه هاي سازمان ويا جامعه شناسي سازمان ها است اما درجقيقت اين يک جرقه است ونويسندگان ازان پول زده ويکسري مباحث جذاب را که مي توان از تحت عنوان فلسفه علوم اجتماعي يادکرد مطرح مي کند.



دربخش اول که مشتمل برسه فصل است، نويسندگان طرح تحليلي خود را به صورت مفصل معرفي مي کند. درفصل اول به بعد ازطرح تحليل يعني پيش فرضهاي مربوط به ماهيت علوم اجتماعي بحث مي شود ونويسندگانن پيش فرضهاي هستي شناختي، معرفت شناختي، ماهيت انساني وروش شناسي را دريک پيوستارذهني عيني خلاصه مي کند.درفصل دوم،بعد ديگرطرح تحليل يعني پيش فرضهاي مربوط به ماهيت جامعه به بحث گذاشته مي شود که درضمن يک پيوستارنظم دهي تغييربنيادي خلاصه مي کند.درفصل سوم با ترکيب دوپيوستارفوق انها را درقالب يک ماتريس دوبعدي ارائه داده وچهارچوب تحليلي خود را براي بخشهاي بعدي کتاب معرفي مي کند. کلا دربخش اول ماهيت دوبعد اصلي تحليل وپاردايم ها بيان مي شود. دربخش دوم اين طرح وارد عرصه عمل مي شود. بخش سوم نيزنتيجه گيري است.



نويسندگان کتاب دراين کتاب بدنبال پايه ريزي يک طرح است. اين طرح مرکب ازدوبعداست. بعد اول انکه تمام نظريه هاي علوم انساني برمجموعه اي ازپيش فرضها درباره ماهيت علوم اجتماعي استواراست. بعد دوم انکه تمام نظريه هاي علوم انساني برمجموعه اي ازپيش فرضهاي درباره ماهيت جامعه استوار است.



دراين طرح تمام نظريه هاي جامعه شناسي را مي توان برچهارپارادايم تقسيم کرد:



1 پارادايم کارکردگراي



2 پارادايم تفسيري



3 پارادايم انسان گراي بنيادي



4 پارادايم ساختارگراي بنيادي



براساس اين طرح تمام اين چهارپارادايم که درحقيقت دربرگيرنده تمام نظريه جامعه شناسي است،بريکسري پيش فرضهاي فرا نظري درباره ماهيت علوم اجتماعي وماهيت جامعه استواراست که فهم اين نظريه ها بدون توجه وفهم اين پيش فرضها غيرممکن ويا ناقص است. بنابراين اين نوشته ها درحقيقت يکسري مباحث فلسفي و يک نظرفرا نظريه اي برنظريه هاي جامعه شناسي است.



فصل اول: پيش فرضهاي درباره ماهيت علوم اجتماعي



تمام نظريه هاي علوم اجتماعي،برچهارمجموعه ازپيش فرضهاکه مربوط به هستي شناسي(ontology)،معرفت شناسي(Epistemology)،ماهيت انسان شناسي وروش شناسي(methodology) است، استوارمي باشند.



هستي شناسي: اينجا اين سئوالات مطرح است که آيا "واقعيت" مورد بررسي ويا واقعيت هاي اجتماعي،چيزی خارج ازفرد است وازبیرون خود را برذهن فرد تحمیل می کند یا اینکه واقعیت محصول ذهن ومحصول شناخت اوست؟. به عبارت دیگرآیا واقعیت،ماهیت عینی دارد ویا ماهیت ذهنی؟.



معرفت شناسی: اینجا دانشمندان با این سئوال مواجه اند که اساسا انسان به کدام نوع واشکال ازدانش می تواند دست یابد؟ انسان چگونه می تواند صحیح را ازغلط تشخیص دهد؟ آیا دانش تنها همان دانشی است که محسوس وقابل تجربه است ویا اینکه امورغیرتجربی نیزمی تواند باشد؟.



انسان شناسی: اینکه دردو مورد اول کدام نظریه را قبول کنیم،مارا به جهت گیری خاص درمورد انسان می رساند. اینجا این سئوالات مطرح است که ایا انسان مجبوراست وتابع محیط ویا مختاراست وخلاق؟ اینجا بین انسان ومحیط زیست شان مقایسه شده وگفته می شود که آیاانسانها به شیوه مکانیکی وجبری دربرابرموقعیت ها تنها مانند محرک وپاسخ عمل می کنند ویا اینکه انسان خالق محیط است؟.



روش شناسی: هریک ازپیش فرضهای گذشته،باعث می شود که ما دربحث روش شناسی کدام پیش فرض را بی پذیریم. اینجا نیزاین سئوالات مطرح است که آیا پدیده های اجتماعی مانند پدیده های طبعی دارای وجود مستقل،واقعی،خارج ازانسان ودارای طبعت ناب بوده ودارای ارتباطی خاصی است که دانشمند اجتماعی تنها این روابط بین عناصر را کشف می کند ویا اینکه پدیده های اجتماعی،بیرون وخارج ازانسان نبوده بلکه مخلوق انسان است؟



بنابراین درمورد هرکدام ازاین چهارمحور دورویکرد متناقض وجود دارد که ازاین دو رویکرد کلا می توان به ذهن گرای وعین گرای یاد نموده وانرابراساس بعد ذهنی عینی، درطیف ذیل نشان داد.



رهیافت های عینی گرابه علوم اجتماعی رهیافت های ذهنی گرا به علوم اجتماعی



1 واقع گرایی «هستی شناسی» 1 نام انگاری





2 اثبات گرایی « معرفت شناسی» 2 غیراثبات گرایی



3 جبرگرایی « انسان شناسی » 3 اختیارگرایی



4 قانون بنیاد « روش شناسی » 4 ایده نگار





واقع گرایی ونام انگاری دربحث هستی شناسی:



واقع گرایان معتقداند که جهان اجتماعی داری وحدت،ضرورت وعمومیت است. به عبارت دیگرجهان اجتماعی خارج ازانسان بوده وهست.درمقابل نام انگاران می گویند که پدیده های اجتماعی صرفایکسری مفاهیم ونام هااست که انسان ها بمنظورساختاردادن به واقعیت به کارمی برند.جهان اجتماعی،یک جهان ساختگی است.